اصفهان ، مرکزثقل هیجان (1)

بخش اول – تقابل قطب ها ومربیان

 

کافی است نگاهی مجمل به قهرمانی های گذشته لیگ و جام حذفی در هفت سال اخیر بیندازیم تا بهتر متوجه گردیم که قطب دیگر فوتبال ایران یعنی اصفهان بهیچوجه سهمی کمتر از سرخابی ها نداشته است!... استقلال و پرسپولیس در هفت دوره گذشته لیگ برتر مجموعا 5 عنوان قهرمانی لیگ و جام حذفی را کسب کرده اند و اتفاقا سپاهان و ذوب آهن اصفهان هم درمجموع همین تعداد عناوین قهرمانی را بدست آورده اند و البته هرچندسهم ذوب آهن ازاین 5 عنوان فقط یک قهرمانی درجام حذفی بوده است ولی کارنامه و عملکرد این تیم  در ادوار اخیر حاکی از اقتدارو درخشش قطب جدید فوتبال ایران است که رفته رفته باهمتای اصفهانی اش سپاهان سیطره خودرا برفوتبال ایران گسترش داده اند.... شاید یکی ازدلایل موفقیت بیشتر سپاهان نسبت به برادرهمشهری اش این باشد  که ازپایگاه بسیار بیشتری در میان مردم برخورداراست وگرنه ذوب آهن همچون سپاهان تمامی ابزارهای لازم برای موفقیت وقهرمانی را دراختیارداشته است.

  

البته تحلیل اینکه این اتفاق معلول چه سیاستی است ازحوصله این نوشتار خارج است ولی بطورکلی می توان اشاره کرد که شهراصفهان بعنوان یک قطب عظیم صنعتی ایران با توانایی تولید یکی ازاساسی ترین کالاهای استراتژیک کشور ( یعنی فولاد) و درزیر چتر حمایتی سیاست های حاکم براین مجموعه های صنعتی ،  این قابلیت را یافته است که در صحنه ورزش قهرمانی هم تبدیل به یک قطب بزرگ گردد و ورزش کشور و بخصوص فوتبال ایران را بوسیله همان قطب های عظیم صنعتی متحول سازد.

 

بااین مقدمه به سراغ حساس ترین بازی هفته سی ام می رویم.... نبرد استقلال بمثابه نماد قطب فوتبال پایتخت با ذوب آهن اصفهان ازقطب دیگر فوتبال کشور یعنی دیار زاینده رود.... تقابل تهران و اصفهان!... به راستی وقتی که سرنوشت قهرمانی این دوره لیگ برتر می تواند با نتیجه این بازی رقم بخورد چگونه می توان ازحساسیت های فوق العاده این نبرد سخن نگفت و یا آن را کم اهمیت تر ازشهرآورد تهران دانست؟!

 

انگیزه های مربیان:

 

 1 -  ابراهیم زاده:دراین نبرد سرنوشت ساز هرعنصری انگیزه های خاص خودرا دارد و طبیعی است که سرمربیان دوتیم هم ازاین قاعده مستثنی نیستند.... سرمربی ذوب آهن بدنبال کسب اولین عنوان قهرمانی ذوب آهن درلیگ برتراست تا ضمنا خودرا بعنوان یک سرمربی موفق به فوتبال ایران تحمیل نماید.... ابراهیم زاده که برروی نیمکت تیم ملی تحت رهبری امیرقلعه نویی قرارداشت بعنوان یک تئوریسین درفوتبال ایران شهره است. او می خواهد با کسب این عنوان خودرا ازمیدان جاذبه نامهای بزرگی همچون قلعه نویی رهاسازد و به جرگه مربیانی درآید که می توانند با تیم های تحت هدایتشان هیجان وزیبایی های فوتبال را به فوتبالدوستان تزریق نمایند و عناوین قهرمانی را برای تیمشان به ارمغان آورند.

 

2 - واما انگیزه های امیر:

 

        

امیرقلعه نویی استقلال را درپنجمین دوره لیگ برترقهرمان کرد و درشرایطی غیرعادی وپس ازمحرومیت استقلال از لیگ قهرمانان ازاستقلال جداشد. حکایت آن روزها بسیار مفصل وعبرت انگیز است. روزهای بسیارتلخی برای هواداران رقم خوردوهمگی از آن جریانات ضربه خوردند. هواداران استقلال وصمد مرفاوی وارث بحرانی شدند که هیچگونه نقشی درآن نداشتند درحالیکه تاروزهای واپسین لیگ همچنان صدرنشین لیگ برتربودند ومرفاوی بدون یارویاور و مظلومانه تیم بدون صاحب ومدیر راهدایت میکرد...! امیرهم که درآن زمان سرمربی تیم ملی و رئیس سازمان فوتبال استقلال بود ازآن بحران مصون نماند وزیرتیغ شدیدترین انتقادات قرارگرفت. فضا وجوی که ازآن اوضاع پدید آمده بود استمرار یافت وحتی پس ازحذف تیم ملی ازجام ملتها تشدید گردید وبسیاری ازکارشناسان و رسانه های ورزشی کشور درفضای سنگین آن روزها قلعه نویی را به صلابه کشیدند... البته نمیتوان بهیچوجه منکراشتباهات امیرگردید ولی جریانات بگونه ای هدایت میشد که گویی عده ای درانتظارناکامی امیر نشسته بودند تا بهانه وفرصت سرکوب کردن وی را بیابند ووی هم این بهانه را بخوبی به آنهاداد...!

 

آن روزها گذشت و قلعه نویی ازتیم ملی کناررفت... وی دیگر نه جایی درتیم ملی داشت ونه دراستقلال ولی باتجاربی گرانبها راه خودرا ادامه داد. وی خودرا درگیر منازعات وجدل ها نکرد. اوراه درستی را برگزید و پس ازمدتی درلیگ برتر به سرمربی گری پرداخت و با تیم مس کرمان که وضعیت بحرانی داشت وسرمربی عوض کرده بود به ثبات رسید و به یک غول کش تبدیل گردید و به آن تیم شخصیت داد و...  

 

درفصل گذشته علیرغم غرق شدن استقلال دربحران وی خودرا درگیر حاشیه های فوتبال و استقلال نکرد بلکه تمام تمرکزخودرا برای تیم تحت هدایتش گذاشت وکمترمصاحبه کرد... حتی درمصاحبه ها سعی میکرد واردحریم استقلال نشود درحالیکه استقلال دربحران دست وپا میزد.... امیر پلهای پشت سرراخراب نکرد وبسیار عاقلانه وپخته عمل کرد... او برای اثبات کردن خود درعرصه فوتبال ملی وباشگاهی و تولد دوباره احتیاج به زمان وصبوری داشت و دراین راه تلاش فوق العاده ای انجام داد. درنهایت چرخ روزگاربگونه ای چرخید که پس ازیک فصل ناکامی استقلال بازهم امیر سرمربی استقلال گردد و این تیم را قهرمان جام حذفی نماید و باگرفتن سهمیه آسیا بااقتدار صدرنشین لیگ برترگردد. امیر دریک شرایط بحرانی ازاستقلال جداشد ودریک شرایط بحرانی هم به استقلال  بازگشت ...

 

 روزگارعجیبی است...! درشرایط قبلی امیر یارویاوری نداشت زیرا باحذف استقلال درآسیا وی هم شدیدا زیرتیغ انتقادات بود ولی اکنون قضیه کاملا متفاوت است... اکنون امیر چترحمایت انبوه هواداران رابرفرازسرخود می بیندواز پشتیبانی همه جانبه برخورداراست... آری ، امیرهرچند که با بازگشت به استقلال خودرا باردگر اثبات کرد وجام حذفی وسهمیه آسیا را برای میلیونها هوادار به ارمغان آورد بازهم دارای انگیزه های پایان ناپذیری است  که دراین دوره هم عنوان قهرمانی لیگ برتر را برای هوادارانی به ارمغان آورد که درهربازی بیش ازنام بازیکنان تیم ، نام وی را فریاد می کشند!

 

ادامه دارد...

 

/ 0 نظر / 3 بازدید