علی دایی ازنگاه یک هوادار

سلام برهواداران استقلال و آبی دلان:

 

هفته دوم لیگ برترفوتبال ما عمدتا تحت الشعاع باخت استقلال به پگاه و پیامدهای مختلف آن قرار داشت... مصاحبه های دایی و قلعه نویی پس ازاین اتفاق باعث گردید که فضای فوتبال ایران تاحدودی متشنج گشته و این اتفاق درکانون توجه رسانه ها ومردم قرارگیرد. البته اعتراضات باشگاهها درغیبت بازیکنان کلیدی خود درتیم ملی (ب) منحصربه استقلال نبود ودیگران هم به این موضوع اشاره کردند ولی سرمربی محترم تیم ملی درکنفرانس خبری خود فقط امیرقلعه نویی رانشانه گرفت و ازدیگران چشم پوشید!...  بسیاری ازکارشناسان ورسانه ها به این موضوع پرداختند و هرکدام اززاویه ای با این قضیه برخوردکردند وباتوجه به دیدگاههای خود به نتایجی رسیدند.

 

البته بحث اینکه چرا باید درآغازفصل فوتبالی ، فعالیت تیم ملی فوتبال ایران دریک تورنمنت بی اهمیت ، چنین پیامدهایی را برای فوتبال باشگاهی ایران که سرمایه اصلی فوتبال ملی است بوجود آورده و قطار لیگ را متوقف ساخته وفعالیت  باشگاهها را ازهمان ابتدای فصل با اختلال مواجه نماید را برعهده کارشناسان منصف میگذاریم و نیز نحوه انتخاب این بازیکنان وهمچنین  تحلیل وبررسی تعامل بسیار ضعیف سرمربی تیم ملی با سرمربیان باشگاهها و... موارد مشابه را... ، تا نهایتا مردم فوتبالدوست کشورمان باچشمان باز و تجزیه وتحلیل جریانات موجود دراین موارد قضاوت خودرا انجام دهند... دراین راستا ما حتی باخت استقلال را درهفته دوم لیگ برتر بدون 2 بازیکن کلیدی اش موجه ندانسته و قلعه نویی را مسئول نتیجه مزبورمیدانیم ، هرچند که دلایل سرمربی تیم ملی هم  نمیتواند ذهن ما را درباره ابهامات موجود روشن نموده و متقاعدمان  نماید که فدراسیون و سرمربی تیم ملی درایجاد این معضلات و بلاتکلیفی لیگ ( که بازهم به احتمال بسیارزیاد درآینده شاهدآن خواهیم بود ) دخیل نبوده اند... آری ، ما فعلا ازبحث های مزبور می گذریم و سعی میکنیم  دراین مبحث نگاهی دیگر به این قضیه داشته باشیم:

 

سرمربی محترم تیم ملی ایران درکنفرانس خبری خود به نکته ای اشاره میکند که بسیارقابل توجه است. وی میگوید که استقلال متعلق به قلعه نویی نیست و آن را متعلق به دیگران میداند و نکته جالب تراینکه  ازاین " دیگران " صرفا به نامهایی اشاره میکند که سالیان سال است با قلعه نویی اختلافات عمده ای دارند یعنی حجازی و حاجیلو!...

 

قطعا ایشان میتوانست به نامهای بزرگ ودرخشان دیگری هم که باامیر اختلاف ندارند اشاره نماید تا برای مردم وهواداران استقلال شائبه ای بوجودنیاید که سرمربی تیم ملی ایران قصد تشدید اختلافات قدیمی درون خانواده آبی وبازکردن زخمهای کهنه را دارد و نیت  ایشان تفرقه افکنی درمیان هواداران وحاشیه سازی برای استقلال نیست!

 

اولین سئوالی که دراین میان برای هواداران استقلال بوجودمی آید این است که آیا قلعه نویی درجایی ادعاکرده است که مالک و صاحب استقلال می باشد؟!.... اصولا آیا قلعه نویی ویا هرپیشکسوت دیگری میتوانند چنین ادعایی داشته باشند وخودرا صاحب الاختیاراستقلال بدانند؟!... اصولا فلسفه طرح این موضوع از طرف آقای دایی چه بوده است؟!... واقعا جریان چیست که آقای دایی به این سادگی وارد حریم استقلال گردیده و ازخط قرمزها عبور میکند و با این فضاسازی ها به رسانه ها ومخاطبان القا می نماید که قلعه نویی ادعای مالکیت استقلال را دارد و دیگران را ( که باوی اختلاف دارند ) مقابل وی قرارمیدهد تا با این فرافکنی برخیمه وخرگاه باشگاه استقلال آتش اختلافات را  بیفکند؟!.... و نکته جالب اینکه متعاقب این مصاحبه ، ناگهان جریانی شکل میگیرد مبنی براینکه قراراست از " حجازی " در تیم ملی استفاده شده و برروی این موضوع مانور میگردد... ناگفته نماند که آقای حجازی و بقیه پیشکسوتان محترم استقلال ، درفضای فوتبال کشورمان وبا توجه به تجربیات گرانبهای گذشته آنقدر هشیارشده اند که با لحاظ کردن مصالح ومنافع استقلال ،  مسایل شخصی خود بایکدیگر را عمده نکرده و آب به آسیاب آتش بیاران معرکه نریزند.

 

سرمربی محترم تیم ملی ایران باید بهترازدیگران یداند که ورود کردن به حریم باشگاههایی همچون استقلال و پرسپولیس با وضعیت خاص و پیچیده آنان و لحاظ  نکردن احساسات پرشور هوادارانشان ، میتواند پیامدهای ناخوشایندی را برای فوتبال باشگاهی و ملی  ایران ببار آورده و قطعا خودایشان و تیم ملی فوتبال ایران ازاین جریان ها آسیب خواهند دید.

 

فراموش نمیکنیم که این اتفاقات دروضعیتی رخ میدهد که استقلال یک فصل کاملا بحرانی را که تاریک ترین فصل فوتبالی استقلال درتاریخ بوده است سپری نموده است ، اما درانتهای  فصل با همین امیرقلعه نویی که اینچنین مغضوب سرمربی تیم ملی گردیده است به قهرمانی درجام حذفی رسیده تا بتواند به زندگی بازگردد و درفصل جدید به حیات پرافتخارخود خودادامه دهد.... وبازهم فراموش نمیکنیم که همین امیرقلعه نویی به گواه اخباررسانه ها ، پس ازانتخاب دایی بعنوان سرمربی تیم ملی ایران همواره ازایشان حمایت کرده وعلیه ایشان هیچ موضعی اتخاذ نکرده است ، هرچند که سرمربی محترم تیم ملی ایران درمصاحبه های مختلف وبویژه مصاحبه  نوروزی خویش جواب محبت ها و حمایت های ایشان را با تحقیروتوهین بخوبی ادا کرده وطبق معمول از " مواضع قدرت "  سخن گفته اند و بازهم مطابق معمول ، مشمول هیچگونه اعتراض و تذکری هم ( ازجانب متولیان ورزش وفوتبال کشورمان ) نگردیده اند!...

 

اگر این جریان و جریانات مشابه تکرارگردیده و استمرار یابند شاید بتوانیم تاحدود زیادی نظر امیرقلعه نویی را بپذیریم که مشکل فیمابین صرفا " شخصی" است وفی المثل به زمانی بازمیگردد که قلعه نویی ایشان را به تیم ملی دعوت نکرده است ولذا مطرح شدن نام " تیم ملی " و " استقلال " فقط یک وسیله و بهانه است!... درواقع با این اتفاقات آقای دایی می بایست اثبات نماید که مبنای اعتراضات و مصاحبه های کذایی اش صرفا " دغدغه های ملی و فوتبالی " است و نه " تسویه حسابهای شخصی " ، و لذا سعی نماید که بعنوان سرمربی تیم ملی ایران ( که حفظ حرمتش برهمگان لازم است ) ، شاءن و منزلت خود وتیم ملی فوتبال ایران را بیش ازاین تنزل ندهد... دایی اگر خودرا بزرگ میداند می بایست این ادعا را نه درحرف وادعا ، که درعمل و درافکارعمومی جامعه اثبات نماید... آقای دایی باید بداند که:

 

بزرگی کردن به تحقیرکردن دیگران وبخصوص پیشکسوتان نیست.... بزرگی کردن به سخن گفتن ازمواضع قدرت وبرخورد متکبرانه نیست... بزرگی کردن به تحصیلات عالیه نیست که اگراین باشد بسیاری ازورزشکاران فعلی و پیشکسوت ،  بسیاری ازمدارج ترقی علمی را بهتر و بیشتر از ایشان طی کرده اند... بزرگی کردن به این نیست که چوب " قانون " را برفرق " دیگران " بکوبند ولی برای ایشان " استثناء " قائل گردند!...  بزرگی کردن صرفا به افتخارات فوتبالی ملی و باشگاهی نیست ... بزرگی کردن به این نیست که همواره از " انتقادات " برآشفته شوید و همه منتقدان خودرا " دشمن " فرض نمایید...و بزرگی کردن به این نیست که  یک قهرمان ملی صرفا در کانون توجهات " کانون های قدرت " قرارداشته و از " مردم " غافل باشد!... همین مردمی که با تشویق ها وحمایت های همه جانبه خود ازایشان " دایی " ساختند درحالیکه متاءسفانه چندسالی است که " حرمت " ها شکسته میشود وصدالبته نمیتوان همه این اتفاقات را بحساب جریان سازی ها گذاشت و از " عملکرد دایی " سخن نگفت.

 

دهها میلیون هوادار سرخابی  و غیرسرخابی فوتبال باشگاهی ایران از همین مردم هستند و آقای دایی باید " باور " های آنان را با " رفتار مناسب " تغییرداده و اصلاح نماید و اتفاقا تیم ملی فوتبال ایران عرصه ای بسیارمناسب برای اینچنین اصلاحاتی است.

 

و درانتها این نکته رایادآوری میکنیم که آقای دایی به گذشته ها نگاه دقیق وعبرت انگیزتری داشته باشد... راه دوری نمیرویم و بعنوان مثال همین امیرقلعه نویی را مثال میزنیم که پیشکسوت دایی است... مربی جوانی که برطبق آمار وارقام پرافتخارترین وموفق ترین مربی ایران درلیگ برتراست ( با 2 قهرمانی درجام حذفی و یک بارقهرمانی درلیگ برتر و 2 نایب قهرمانی و...)

سرنوشت قلعه نویی درتیم ملی صرفا در ضربات پنالتی رقم خورد وازگردونه خارج گردید درحالیکه وی یک تیم بحرانی را درشرایطی تحویل گرفت که فوتبال ملی ایران دربحران مدیریتی بسرمی برد...  تیم تحت هدایت قلعه نویی درهیچ بازی رسمی باخت نداد وبا اقتدار به مرحله نهایی جام ملتها صعودکرده بود اما ایشان بسادگی برکنارشد ... بهمین سادگی!... همین اتفاقات میتواند بگونه ای دیگر برای دایی تکرار گردد و ازاینگونه واقعیت ها گریزی نیست.... دراینجا دیگر نمیتوان صرفا با استناد به دلایل فنی  وعلمی سخن گفت و از " قوانین نانوشته متافیزیک " و یا " چرخ روزگار " غافل گردید!... اینجا تجربه ها و عبرت گرفتن از سرنوشت دیگران بیشتر بکارمان می آیند!...

 

ما بعنوان " هواداراستقلال "  درگذشته بارها وبارها ازبسیاری افراد ومنجمله امیرقلعه نویی انتقادکرده و رفتار ایشان را زیرذره بین برده وازبیان واقعیات خودداری نکرده ایم ، علیرغم اینکه اعتراف میکنیم که یکی ازطلایی ترین دوران هواداری خویش را با امیرسپری کرده ایم.... امیرهم که با میلیونها نفرهوادار مواجه است بخوبی میداند که درعرصه فوتبال باشگاهی و بویژه در باشگاههای سرخابی با چه معضلات و مشکلاتی می بایست دست و پنجه نرم کند و درچه جبهه های باید بجنگد تا بتواند کشتی استقلال را به ساحل نجات برساند ....و اکنون بعنوان یک " هوادار فوتبال ملی " بادایی هم سخن میگوییم و امیدواریم قبل ازاینکه " واقعیت های تلخ " به ایشان تحمیل گردد وازدست وی کاری ساخته نباشد ، علی دایی  بعنوان یک قهرمان ملی و نیزسرمربی تیم ملی فوتبال ایران ،  پاسدار شاءن و منزلت خود و فوتبال ملی ایران  وتمامی پیشکسوتان و هواداران فوتبال بوده و دراین راستا آغازگر یک " اصلاحات درونی " برای خویش باشد.... همان مقوله " بازگشت به خویش " که مرحوم دکتر علی شریعتی بارها و بارها ازآن سخن میگفت و برای احیای ارزش های انسانی برآن پای میفشرد....

 

آری ، علی دایی باید به خودش بازگردد و رازموفقیت خود را که مردم وهواداران هستند فراموش نکند... به امید موفقیت فوتبال ملی ایران.

_______________________________________________________

 

سلام بردوستان گل:

 

بعد ازمدتهای زیادی مزاحمتون شدم... همیشه بیادتون هستم.

 

درمورد استقلال مدل 87 باید  کمی صبرکرد... هفته های آغازین لیگ نمیتواند ملاک دقیقی برای ارزیابی باشد. استقلال تاحدودی هم گرفتار پیامدهای ناکامی های فصل گذشته است و می بایست بازی به بازی بلحاظ روحی – روانی ( غیرازمواردفنی) ارتقاء پیدا کند هرچند که قهرمانی درجام حذفی هم قطعا کمک شایانی به استقلال کرده است.

 

البته قلعه نویی بهترمیداند که درعرصه فوتبال و بخصوص درچنین تیمهایی همواره " منطق " و " عدالت "  حاکم نیست و درصورت نتیجه نگرفتن در چند بازی گرفتار حاشیه ها ومعضلات میگردد همانگونه که درسال گذشته هم واقعا منطق و انصاف حکم نمیکردند که حجازی آنچنان تحت فشار قرارگیرد و حتی تانیم فصل هم بعنوان سرمربی باقی نماند.

 

اکنون انتظارات هواداران شاید بیشتر ازسال قبل باشد و لذا قلعه نویی می بایست هرچه سریعتر به اهداف مورد نظرش درحیطه موارد فنی و تاکتیکی و... دست یابد و مثلا " ترکیب اصلی " استقلال را بشناسد و نیز به هواداران اثبات کند که تیم تحت هدایتش برای گل زدن برنامه دارد و مهاجمانش را بگونه ای آماده کند که انتظارات را برآورده سازند.... دیگر دوران آزمون وخطا گذشته است و استقلال می بایست با اتکا برمهره های فعلی خویش وشناخت دقیق ازتوانایی های آنان ازهمین ابتدای فصل نشان دهد که سودای قهرمانی درسردارد....

 به امید موفقیت های استقلال و سرافرازی آبی دلان.

 

/ 1 نظر / 4 بازدید
فربد

استقلال قهرمان می شه خدا می دونه که حقشه[گل]