يادی از (دربی) ۷ اسفندماه ۸۳!...
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٤  

سلام برهواداران استقلال و آبي دلان:

 

 

مدتي است كه بدلايل مختلف نتوانستم درخدمت شماباشم.... گرفتاريهايم زياداست ولي به عشق استقلال و شما آبي دلان هرطوري است خودم راميرسانم...  هواداران بايد بدانند فقط و فقط درسايه همدلي و اتحاد است كه تيم محبوبمان نتيجه ميگيرد و لذا حركت آن عده معدود كه درتمرين استقلال باعث حاشيه سازي ميگردند براي ما ملاك و معيار نيست و هيچ آبي دلي دراين شرايط براي تيم محبوب خود حاشيه نميسازد..... بين انتقادكردن و حاشيه ساختن تفاوتهاي زيادي وجوددارد!... آرشيو همين وبلاگ گواه است آنجاکه تشخيص داده ام بايد انتقادکنم کرده ام و زمانيکه بايد از کيان باشگاه و صداقت هواداران دفاع کنم کوتاهی نکرده ام ولی بسيارفرق است ميان ( انتقاد) و ( حاشيه سازی)!!!...... البته تعدادمعدود راهيچگاه نميتوان ملاک و معيار قرارداد ولی بازهم همان موردی که بارهاوبارهااشاره کرده ام رخ مينمايد و اينکه باشگاه محبوب ما احتياج به يک ( روابط عمومی) فعال و درشاءن باشگاه و هواداران دارد که همان هواداران معدود راهم پاسخگوباشد و نظراتشان را بشنود و اگر دنباله رو ( جريان سازان) نيستند ابهامات آنان را برطرف نمايد....... به گمان من امير هم بايد دراين مورد موضعگيری نمايد و اجازه ندهد درهمين ابتدای فصل تيم اورا به حاشيه برده و حاصل زحمات او و آبی پوشان را به تاراج برند و احساسات ميليونها هوادار وفاداروصادق را جريحه دارنمايند......و ضمنا اميدواريم امسال شاهد اين موضوع باشيم که پيشکسوتان باشگاه اجازه ندهند هيچ رسانه ای از مصاحبه های آنان و نام آنها سوءاستفاده نمايد....... اميدواريم........

 

 

گفتم حالاكه مدتي است ازشمادوربوده ام بهترين كاراين است كه بخشي ازمتني را كه به مناسبت (دربي 7 اسفند 83 و پيروزي استقلال) نوشته بودم براي شما به ارمغان آورم و شما را به آن لحظات روءيايي ببرم و اگر آبي پوشان هم خواننده اين سطور باشند بدانند كه انتظارات هواداران  امسال ازآنها چيست؟!......

 

 

تقديم به پروانه هاي عاشق و آبي دلان:

 

تقديم به شما..... كه خروش تان رعدآسا و قلب تان مهربان و عشق تان بي ريا و تبسم تان زيباست! ..... فريادهايتان در (ورزشگاه آزادي) تداعي كننده خروش رعد بر بلنداي آسمان و درانبوه ابرهاي ظلماني و تيره ، و قلب تان مملو از  ( عشق آبي) و چشمانتان لبريز از چشمه جويبارهاست!.....

 

 

اي هواداران وفادار استقلال :

 

از امشب و فرداشب و فرداها ، آسمان ايران ، براي شما عاشقان آبي پوش ، فقط  آبي مي بارد!..... و  نسيم ها چه نجيبانه در گوشه ي  باغ خاطرات ، نام و ياد شما و همه آبي پوشان فاتح نبرد امروز را ، در قرون و اعصار پاس مي دارند!.........

 

و تقديم به شما سربازان و رزم آوران آبي پوش!:

 

.....كه  در پشت نگاهتان  يك دريا صداقت و اخلاص موج ميزند  و در پهن دشت پرازفداكاري تان تمامي نيلوفران آبي تامرزهاي ابديت شكفته اند  و آبي دلان نيز تا مرزهاي خورشيد هجرت كرده اند!.....

 

اي امير و اي سردار آبي پوش!:

 

تو امروز قافله سالار كاروان  آبي پوشي بودي كه با سربازانت ، سوار بر مركب حماسه هاي عشق ، با انفجار عشقتان نسبت به ( استقلال) و در ( ورزشگاه آزادي) و درجاي جاي سرزمين آبي دلان ، درآسمان دلهره و  هراس آور شكست ، برگ  زرين ديگري از تاريخ پرافتخار و سراسر حماسه ي ( استقلال) را رقم زديد و تا مرزهاي بي انتهاي سرزمين ( آبي دلان)  هجرت كرديد!.....

 

..... به راستي اين قامت بيداركه بود؟!... ( امير) رامي گويم!..... اين شهامت يگانه ،  اين تماميت عشق ، .... به راستي  چه كسي او را به نام صدازد كه اين چنين بي هراس باابرهاي سهمگين و سياه و در شب هاي طوفاني سفر كرد و در كوچه هاي ( عشق) ره پيمود؟!.....

 

..... به راستي ( امير) كه بود كه رقيب در مقابلش سر تعظيم فرود آورد و ( بهار) با ارمغاني از ( نيلوفران آبي)  تا بام سحر به پيشبازش آمد؟!..... به راستي كه بود اين رهگذر؟!.... و كه بود اين سردار بيدار؟!.... به راستي كه بود اين ( پرستوي مهاجر)  و  اين ( غريبه ي آشنا) كه دراين روز جمعه ي آبي ،  اين چنين سوار بر ارابه ي عشق و ايمان گرديد و آسمان فوتبال ايران را ( آبي آبي) ساخت؟!.........

 

اي امير و اي سرداربيدار!:

 

...... تو سرشار از عشق آبي هستي و بوي شكفتن ميدهي!... در كوچه هاي تاريك و متروك ديروز ،  گلواژه هاي عشق تو امروز باماست ،  چرا كه در سايه ي فرماندهي تو و رزم سربازان فداكار و خروش بي امان آبي دلان ، يكي از بلند ترين قصيده هاي پيروزي استقلال برحريف ديرينه اش ، در باغ خاطره ها ترجمه شد!..........

 

واي استقلال ، اي معبد آبي دلان:

 

اكنون نام تو يادآور تمام حماسه هايي است كه از تك تك خاطراتش نور مي چكد و در معراجش  ، وسعت  سرزمين  آبي دلان و سروهاي  آبي پوش راست قامت را تسليم  سخاوت خود مي نمايد!.....

 

اي استقلال و اي زيارتگاه پروانه هاي عاشق!:

 

 ........ درياي خروشان هواداران ،  امواجش را وامدارتو ميداند و ميخواهند نامت را بر( بلنداي آسمان) بنويسند تا ( پرستوهاي مهاجر) از آن درس بياموزند!.... امروز ، آبي دلان با آهنگ دلنشين گامهاي استوار فرماندهان و سربازان و خروش رعدگونه ی هواداران تو ازبن بست غصه ها و دلهره ها گريختند و شادمانه به پرواز درآمدند!....

 

  هواداران استقلال هيچگاه لحظه هاي پاياني آن بازي تاريخي را در غروب جمعه 7 اسفندماه  فراموش نخواهندكرد..... همان  لحظاتي كه در ورزشگاه آزادي و درجاي جاي ميهن مان و در سرزمين آبي دلان ، اشكهاي شوق و لبخندهاي شادي باهم مخلوط شده بود و ......... و عجب روزي بود آن روز و عجيب لحظاتی برای آبی دلان در تاريخ به يادگارماند!...

 

 

 

زنده باد استقلال پرافتخارترين تيم ايران درآسيا...

 

 

آبي دل باشيد و خدانگهدارتان...