برای مبارزه با ( حاشيه ها) امير بايداختيارتام داشته باشد.
ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۳  

سلام برهواداران گل و همه ی آبی دلان وخوانندگان گرامی:مطلب امروزم رابايک مقدمه ی کوتاه ولی مهم آغازميکنم: خويشاوندی داريم که درمرز ۵۰ سالگی قراردارد وسردوگرم چشيده ی روزگاراست. اوهم فوتبالدوست است وهم آبی دوست ولذاخاطرات زيادی هم ازگذشته هادارد. خودش هم اهل ورزش و فوتبال بوده ولی نه بصورت باشگاهی بلکه درتيمهای محلی و دانشگاهی زمان تحصيلش عضويت داشته ولی اکنون يک هوادار متعصب استقلالی ودرعين حال ملزم به رعايت مسائل اخلاقی است......... آری ( سيدعلی) تعريف ميکرد که مرحوم پدرش اهل علم وفضل بوده و همچون بسياری ازعلمای قديمی ( مقيد به اخلاقيات و ملزم به اينکه ابتدابايد ازخودشروع کنند و پس ازآن بديگران بپردازند!). وی ميگفت درزمان ۱۳- ۱۴ سالگی که درکوچه مان گل کوچک باتوپ پلاستيکی بازی ميکرديم دائما توپمان به پشت بام وياديوارهمسايه می افتاد وباعث ناراحتی آنان ميشد. يک روز که صاحبخانه ای دربعدازظهرگرم تابستان که ازصدای توپ بازی و افتادن توپ بداخل حياطشان بيدارشده بود و درحالت ناراحتی به مااعتراض ميکرد٬ پدرم ازراه رسيد وتاوضعيت راديد دستم راگرفت وبحالت تشرواعتراض ودرمقابل ديدگان همسايگان وهم بازی هابخانه برد و حسابی دعوايم کرد. من که درسن نوجوانی به غرورم برخورده بودبه پدرم گفتم که پس چرا بچه های فلانی و بهمانی و .... هم بودند ولی آنهانبايد تنبيه گردند؟ که مرحوم پدرم گفت وضعيت ماباآنهافرق دارد.گفتم چه تفاوتی دارد؟ که گفت : توقع مردم ازما بيشتراست و ( حق) هم دارند زيرا ما اهل علم هستيم ودراين کسوت ( زير ذره بين می باشيم!) و اگر خدای ناکرده ازما و خانواده مان خطايی هرچندکوچک سربزند٬ برای مردم سوژه ميگردد و لذا تو بايد در همه ی برخوردهای اجتماعی و .... همه ی اين موارد را ( لحاظ) کنی و ..... والبته من هم باگذشت زمان و پيروزی انقلاب وپس از آن ٬ بيشترپی به اين ( حقيقت) بردم که بقول امروزی ها٬ ( مسائل حاشيه ای) عمدتا بدنبال کسانی است که ( سنگ ريزه) نبوده و باصطلاح ( دانه درشت) می باشند!!!

       آری٬ تجربه دوستمان ( سيدعلی) و برداشت اجتماعی ازآن را باوضعيت تيمهای مطرح و پرطرفداری همچون ( استقلال)٬ تطبيق مينماييم! بعنوان مثال اگر درتيم سایپا و يا حتی تااندازه ای همين تيم ( پاس) هم اتفاقات ناخوشايندی بيفتد٬ حداکثربرداشت ( رسانه ای) ازآن در ( همان حد واقعيت) است و نمونه اش بازيکنان پرسروصدا و حاشيه داری همچون رهبری فر٬ هاشمی نسب٬ ابوالقاسم پور و بالاخره خدای ( حاشيه) يعنی خدادادعزيزی هستند که همه دراين تيم بازی ميکنند و آب هم از آب تکان نميخورد و برخی باصطلاح کارشناسان هم همه ی اين وضعيت باثبات و عادی را بحساب ( فقط ديسیپلين و نظم وانضباط پاس) گذاشته اند که فقط تاحدی صحت دارد بلکه مهمترازهمه اين است که آنها عضو پاس هستند نه عضو استقلال و پرسپوليس!!! ودرتيمهای ديگرهم تقريبا اموربهمين روال ميباشد.

     بنابراين تيمهای همچون ( استقلال) فقط وفقط شرايط خاص خودشان رادارند و باهمه ی تيمهای ديگرازنظر ( حاشيه سازی) تفاوتهای آشکاروفاحش دارند. بعنوان مثال اگر درتيمهای ديگر روزی دو ويا چند بازيکن هم بايکديگر گلاويز گردند وکاربجاهای باريک بکشد بعيد است که ( خوراک تبليغاتی) برای ( رسانه های تشنه ی ما!!!) فراهم گردد تا........

     حال که اينطوراست قطعا مسئولين باشگاه و کادرفنی و بويژه بازيکنان ازهمه ی ريز ودرشت اين مسائل آگاهند ونيازی به توضيح نيست که ازايجاد( حاشيه) و ( دامن زدن به آن) بايد جلوگيری گردد زيرا بيان اين واقعيات توضيح واضحات است وبس!

     حال سئوال اين است که پس چرا هرازگاهی ( ناخواسته) خوراک تبليغاتی برای (رسانه های تشنه ی اينگونه مطالب) فراهم ميگردد و ( هواداران) را کلافه ميکند؟!

     البته بديهی است که برخی ازاين پيشامدها ( طبيعی) است ولی حرف مااين است که برای ( بخش ديگرش که ميتواند طبيعی نباشد)٬ چه تمهيداتی انجام گرديده است تا ميزان اين وقايع به ( حداقل) برسد؟ من اين بحث راهمينجا خاتمه ميدهم تا درآينده چه پيش آيد ولی نکاتی هم وجوددارد که بازگوکردنش بجاست:

     ۱- امسال ماهواداران خوب ميدانيم که تيم محبوب ما يکی از کم حاشيه ترين سالهای عمرخودراسپری کرده است بنحويکه تامدتها روزنامه هاورسانه هايی که تشنه ی ( حاشيه های استقلال) بودند درخماری بسرميبردند وهمه ی اينهاميسرنميگرديد مگر با ( تدبير و مديريت) کادرفنی به رهبری ( اميرخان) و اختياراتی که مديريت باشگاه به او تفويض کرده بود و لذا بايستی همان روال ادامه داشته باشد و امير از ( اختيارات کافی) برای ( مبارزه با حاشيه) برخوردارباشد.

     ۲ - بازيکنان استقلال و درواقع ( سربازان آبی) خوب ميدانند که درچه شرايطی قرار دارند و بهترازهمه درک کرده اند که ( قهرمانی) شايسته ی آنها بوده است و بازهم بهترازهمه ميدانند که ( دوربين ها و دستگاههای بزرگنمايی و شايعه پراکنی) ديگران برروی آنها ( زوم) گرديده است ولذا فقط وفقط بايد ( تيم) را ببينند و ( مصلحت تيم و هواداران) را و البته اين قضيه هيچ تضادی با ( منافع) خودشان ندارد ولی مسائل شخصی خودراهم ميبايد ( ازکانال های قانونی داخلی) حل و فصل نمايند نه ازطريق (روزنامه ها و رسانه ها) که فقط برای ( تغذيه خوانندگان خود) چشم به اين ( حاشيه ها) دارند و ..... و البته ( مسئولين باشگاه) هم ميبايد درهمان چارچوب های قانونی جوابگوی مسائل بچه های تيم باشند و نگذارند کار به ديگران کشيده شود.

     ۳- حضور اميرقلعه نوعی برای استقلال و بازيکنان و هواداران يک ( نعمت) است که ( آمادگی) حل و فصل هرمسئله ای را که پيش ميآيد دارد و از اين نوع مسئوليت ها شانه خالی نميکند و لذا ( باشگاه) و ( بازيکنان) و ( هواداران) ميبايد ازاين نعمت بدرستی استفاده کنند و نگذارند ( امير) ناخواسته در ( آستانه فتح جام حذفی) در حاشيه ها غرق گردد زيرا ممکن است فرصت جبران وجودنداشته باشد.

     ۴ - دردنيای فوتبال امروز٬ ( مبحث روانشناسی) بعنوان ( يک ابزار بسيار کارآ وموءثر) در فوتبال ( نقش اساسی) دارد و اگر امير و امثال امير که ( خاک خورده ی فوتبال و همين باشگاه) هستند اين ( مبحث ) راندانند پس چه کسی ميداند؟! پس بايد به آنهادراينگونه امور ( اختيار تام) داد و کاررا جلوبرد........ فراموش نميکنم که درزمان ( سرمربيگری کخ)٬ روزی که ( زرينچه ) کمی ديرتر به تمرين آمد و طبق معمول درجلوی صف قرار گرفت ( چون بقيه همين روال راميخواستند که اوبعنوان کاپيتان ومورد وثوق و احترام همه جلوی صف قرارگيرد)٬ ناگهان ( کخ) به ( اکبری) که به احترام ( زرينچه) عقب ترازاوقرارگرفت نهيب زد که چرا عقب ميروی و تو جلوبايست و ... ازاين صحبت ها ( که دقيقا ميرساند که او الفبای روانشناسی راهم نميدانست ويا اگر ميدانست عمل نميکرد) که همين مسئله باعث برهم خوردن تمرين و خارج شدن جواد ازتمرين و متعاقب آن از ترکيب تيم گرديد!!! و .... و ازاين وقايع بسياربود که ( حاشيه هايی برای استقلال ساخت) که تيم را ( قربانی) کرد٬ درحاليکه ماامسال ديديم ( اميرخان)٬ هم ( حرمت پيشکسوتان) را نگهداشت و هم ( به جوانان ميدان داد) و هم ( حاشيه ها) را به ( صفر) رسانيد و نتيجه اش ( صدرنشينی) هفته هاو هفته ها بر قله ی ليگ بود. پس بايد ( امير) دراين موارد ( اختيارات بيشتری) داشته باشد زيرا ( بنفع باشگاه و بازيکنان و هواداران) است هرچند عده ای را ( خوش نيايد)!!

     ۵ - باشگاه بايد در مورد اجرای قرارداد بازيکنان و زيرمجموعه بموقع و صادقانه عمل نمايد و در صورت بروز اشکال اين موارد را ( کدخدامنشی) حل وفصل نمايد ولی بازيکن و يا طرفهای قرارداد باشگاه بفهمند که واقعا باشگاه ( پيگير) حل مشکل آنهاست. بعنوان مثال نبايد ( عليرضا اکبرپور) که اينهمه برای اين تيم و هواداران زحمت کشيده است ( سوژه ی مطبوعات) گردد و .....

    ۶- خوشبختانه باشگاه استقلال ( رسانه ی رسمی) دارد و خيلی راحت ميتواند رسالت ( حاشيه زدايی) را انجام داده و تقابل و تعامل مناسب با ( رسانه های حاشيه ساز) داشته باشد و ازطرفی برای مخاطبان خود و هواداران هم ( واقعيات) را بدرستی منعکس نموده يا ( گرفتار حاشيه سازان) نگرديده و ( نااميد) نگردند.

     درپايان همانگونه که درمطالب قبلی هم گفته بودم همان ( حرکت لاک پشتی جام حذفی) مشکل ساز گرديده و بازيکنان و کادرفنی و هواداران راکلافه کرده است بنحويکه فشارعصبی اين قضيه گاها باعث تنش هايی ميگردد که ( حاشيه ساز) هستند و متاءسفانه اين هم برنامه ای بود که ميشد پيش بينی کرد ضررش برای استقلال بيش ازتيمهای ديگراست ولی فدراسيون دراين مورد کاملا بی برنامه وباری به هرجهت عمل کرد و معلوم نيست که اگر غير از استقلال٬ تيمهای ( کانون قدرتی) هم مدعی فتح جام حذفی بودند آيا همين برنامه برقراربود؟! و الله اعلم!!!

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به اميد قهرمانی استــــــــــتــــــــــقلال در جـــــــــــــــام حذفی. انشاء ا...