انتظارات هواداران منطقی است!...
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٤  

سلام برهواداران استقلال و آبي دلان:

..... ليگ برتر سال 83 هم ديروز به اتمام رسيد. هرچند هواداران استقلال و كادرفني و بازيكنان و خلاصه مجموعه آبي دلان ، اهداف قهرماني دراين ليگ را برآورده نديدند  ولي ميتوان ادعا كرد كه استقلال درنيم فصل دوم توانست رضايت هواداران را برآورده سازد و البته بازي ديروز باسپاهان هم نميتواند بطور دقيق ملاك نقاط قوت و ضعف استقلال باشد زيرا قهرماني ليگ برتر ( بربادرفته) بود و البته بازيكنان استقلال براي كسب رضايت هواداران و يا ركوردشكني عنايتي و تاحدي هم براي نايب قهرماني تلاش ميكردند..... قطعا اگر فولاد دربازي هفته 29 در زمين نوشهر امتيازازدست داده بود استقلال ديروز چهره ديگري داشت و حساس ترين روزليگ درتاريخ ليگ برتر رقم ميخورد!...

البته رضايت واقعي هواداران فقط با ( قهرماني) استقلال تحقق پيداميكند ولي اين واقعيت هم در كنارواقعيت فوق الذكر قابل اهميت است كه استقلال درنيم فصل دوم خوب و بلكه عالي عمل كرد ولي فولاد خوزستان كه ازهمان نيم فصل اول بارش رابسته بود و امتيازات لازم را جمع آوري كرده بود آنچنان لغزشي نداشت كه تيمهايي مانند استقلال و يا ذوب آهن و پرسپوليس قادر باشند ازآن لغزش كمال استفاده رابنمايند!..... استقلال و فولادخوزستان هردو درنيم فصل دوم دوباخت دادند ولي ( اختلاف امتياز) فولاد نسبت به تيمهاي مدعي ديگر ( كه حاصل نيم فصل اول بود) به كاراين تيم آمد و به قهرماني چهارمين ليگ برتر سلام داد ......

تيم ذوب آهن اصفهان همچون استقلال با امتيازي معادل 58 ولي باتفاضل گل بهتر توانست به نايب قهرماني ليگ برتر دست يابد..... استقلال هم به مقام سومي و پرسپوليس هم با 55 امتياز به مقام چهارمي رسيد.... استقلال اهواز هم توانست با 44 امتياز به مقام پنجم دست يابد......

درواقع ازميان 5 تيم برتر امسال تيمهاي اول و دوم شهرستاني هستند و استقلال اهواز هم شهرستاني است..... قطب هاي بزرگ و پرطرفدارفوتبال باشگاهي ايران ( استقلال و پرسپوليس) هم تنها تيمهاي تهراني هستند كه جزو اين 5 تيم مي باشند و فقط پرسپوليس در ليگ اول برتر به مقام قهرماني رسيد و استقلال ازاين 4 دوره سهمي براي قهرماني نداشته است.....

البته استقلال تنها تيمي است كه ازاين 4 دوره ، سه دوره آن را بعنوان مدعي تا آخرين هفته ها بازي كرده است و درهفته هاي پاياني قهرماني را ازدست داده است...... نتايج فوتبال و كسب عناوين قهرماني يعني همين اتفاقات و رخدادهايي كه بزعم برخي بزرگان همين رشته ، همواره ( عادلانه) نيست ولي ( واقعيت) دارد!...... البته حساب و كتاب قهرماني ازدست رفته امسال استقلال با دوره اول و سوم ليگ برتر تفاوت دارد...... دراولين دوره فقط با يك حالت استقلال قهرمان نمي شد و اتفاقا همان حالت اتفاق افتاد!....... شكست استقلال ازملوان و پيروزي پرسپوليس درمقابل فجر و درتمام حالتهاي ديگر قهرماني ازآن استقلال بود..... در دوره سوم كه حتي هواداران هم ازاستقلال و درابتداي فصل انتظارقهرماني نداشتند و امير قلعه نوئي تيمي را تحويل گرفت كه ازهم پاشيده بود ، هفته به هفته استقلال جايگاه خودرادرصدرجدول تثبيت ميكرد و ديگر همگان ميدانند كه استقلال قبل از باختن به استقلال اهواز ، ( جنگ رواني) را باخت و قهرماني راازدست داد!..... دراين مورد بحث هاي كافي انجام شده و مطالب زيادي نقل شده و به اندازه كافي به آن پرداخته اند.....

در ليگ چهارم توقعات و انتظارات هواداران ازاستقلال بيشترشد..... واقعيت اين است كه هرچند كه انصافا نميتوان استقلال و پرسپوليس را بلحاظ امكانات مالي و ..... باتيمهايي صنعتي ازقبيل فولاد و ذوب آهن و سپاهان و ياتيمهاي ديگري كه بودجه و امكانات مالي كافي براي جذب برخي ازبازيكنان مورداحتياج و يا ازدست ندادن بازيكنان موءثرخود دارند مقايسه كرد ، ولي ميتوان ادعاكرد كه عوامل مزبور ( بودجه و امكانات مالي و .....) فقط شرايط لازم براي قهرماني هستند ولي شرايط ديگري هم وجوددارد كه درواقع ( شرايط كافي) هستند و اگر آن شرايط برآورده نگردد بازهم بايد اين ( دو قطب بزرگ فوتبال كشور با هواداران ميليوني) ، درانتظار قهرماني و آسيايي شدن باقي مانده و هواداران خود را درانتظاری کشنده باقی ميگذارند!....

استقلال دراين فصل بلحاظ روحي ـ رواني حاصل از دو مقام نايب قهرماني سال قبل و جذب برخي ازبازيكنان مورد نياز ميتوانست به عنوان قهرماني دست يابد ولي همگان شاهدبودند كه درنيم فصل اول امتيازهايي را به حراج گذاشت كه ازنان شب هم واجب تربودند!...... عوامل متعددي دراين ناكامي دخيل بودند ودر مطالب قبلي به مقداركافي ازآنها سخن گفته ام ...

از(شرايط كافي) كه ميتواند استقلال را به سرمنزل مقصودبرساند اين است كه علاوه بر بهادادن به تيمهاي پايه و سرمايه گذاري بر روي نوجوانان و جوانان ، يك ( تشكيلات فني)  كه با مديريت و كادرفني هماهنگ باشد و ازعناصر فوتبالی و پيشکسوتان همين باشگاه هم باشند در اين باشگاه ايجادگردد..... منظور تشكيلاتي نيست كه موازي با كادرفني باشد بلكه براساس يك ( شرح وظايف مشخص و تعريف شده) دركنار كادرفني بوده و بامديريت هم ارتباط مستقيم داشته باشد.......

ممكن است اين شبهه بوجودبيايد كه اين تشكيلات بعنوان مديرفني در پرسپوليس جواب نداده است و دراستقلال هم باعث عدم هماهنگي و اختلاف ميگردد....... جواب اين است كه ميتوان براي اين تشكيلات افرادي راانتخاب كرد كه علاوه بر فوتبالي بودن با كادرفني و درراءس آن امير هماهنگ باشند و ضمنا همه جوانب قضيه مطالعه و بررسي گرديده و سپس به مرحله عمل برسد.....

واقعا منطقي نيست كه پيشكسوتان و دلسوزاني ازاستقلال هستند كه خواهان تعالي و ترقي تيم محبوبشان هستند ولي ازدورهم دستي برآتش ندارند!..... حداقل بعنوان مشاور يا مديرفني و يا ..... ميتوان ازبرخي استفاده كرد كه نتايج بازيهاي استقلال آنقدر ( پر نوسان) نباشد!...... نيم فصل اول برخي امتيازهاي بربادرفته را بخاطر ( كم تجربگي) كادرفني در ( كوران مشكلات و حاشيه هايي كه ياخودمان ساختيم و يابرايمان ساختند) ازدست داديم! ...... حتي يك هوادار ساده استقلال هم بخوبي ميداند كه دوباشگاه بزرگ پايتخت درمعرض صدها حرف و حديث و حاشيه قراردارد و لذا منطقي نيست كه همه اين بارها بر گرده ي كادرفني باشد!......

اضافه كردن يك تشكيلات فني دراستقلال ( باهمان شرايط فوق الذكر ازقبيل هماهنگ بودن بامديريت و كادرفني و ....) به معناي اين نيست كه به ( بوروكراسي) بها دهيم ، خير.... بلكه با اين ( هدف) اين تشكيلات بايد وجودداشته باشد كه ( وزنه ي فني استقلال) ارتقاء يابد و درواقع بارگراني را كه بايد حمل گردد ، تقسيم گردد و اين بدين معنا نيست كه در حوزه ي فني سرمربي و كادرفني دخالت نابجايي صورت گيرد ، خير ..... بلكه به اين دليل است كه حداقل مديريت استقلال و يا معاونت مربوطه ، اين امكان را پيدانمايند كه فقط از يك زاويه ( فقط نظرات كادرفني) به استقلال نگريسته نگردد و تشكيلات مزبور كه هماهنگ و همدل با كادرفني است بتواند مديريت باشگاه و معاونان را بخصوص در مواقع ( بحران) ياري دهد ....... بخشي از وظايف اين تشكيلات باکمک کادرفنی ميتواند شامل موارد زيرگردد:

جذب بازيكنان لازم ، حذف برخي ازبازيكنان زائد ، ضرورت ترانسفر كردن برخي بازيكنان ، اتخاذ سياست هاي كلان و ريز فني با كمك كادرفني ، اتخاذ سياست هاي كوتاه مدت و دراز مدت ، ارائه نظر درباره اردوهايي كه به مصلحت باشگاه باشد ، برخورد مناسب با رسانه ها بخصوص در مواقعي كه كادرفني بدلايل مختلف نميتواند پاسخگوباشد و ...... و خلاصه به مثابه يك ( مكمل ايده آل) براي ( كادرفني)........

البته بعيداست كه سياست استقلال درسال سوم مديريت جديد براين مبناباشد ولي نبايد فراموش كرد كه ( هواداراستقلال) درسال سوم حضورمديريت جديد با اين كادرفني، يك ( قهرماني تضمين شده) ميخواهد!..... عنواني كه تابحال در3دوره از 4 دوره رقابتهاي ليگ برتر ، درهفته هاي پاياني ازدست رفته است!....

انصافا استقلال هرچند دراين دو دوره به چنين عنواني نرسيده ولي ميتوان ادعاكرد كه درصورت اتخاذ سياستهاي مناسب ،  درسومين سال حضور مديريت آقاي قريب و اين كادرفني ، اين انتظار هواداران منطقي و طبيعي است.....

استقلال هرچند در امسال ( جوانگرايي افراطي) انجام داد و تركيب بازيكنان سال گذشته تيم ( تغييرات زياد) داشت ولي تاوانش را پرداخته است!..... عقل و منطق حكم ميكند كه ديگر نبايد تجربه هاي گذشته راتكراركرد بلكه بايد فقط ازآن تجربه ها ياري و عبرت گرفت.... ديگر نبايد بازيكنان ( موءثر و بي حاشيه) را ازدست داد و تامدتها حسرت خورد!..... بازيكناني كه درطول يك فصل بايكديگر هماهنگ شده و تاوان عدم هماهنگيشان را درطول فصل، استقلال و هواداران وفادارش پرداخته اند!......  البته حساب و كتاب بازيكنان حاشيه دار و يا غيرموءثر جداست ولي در ( سال سوم) فقط  زمان استفاده از ( تجربيات دوسال گذشته)  و ( ترميم نقاط ضعف) تيم است.......

 

آبی دل باشيد و خدانگهدار....