خاطره اولين قهرمانی استقلال درآسيا...
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳۸٤  

 

((خاطرات يك هوادارقديمي ازاولين قهرماني استقلال درآسيا به مناسبت اولين سالگر تاءسيس وبلاگ آبی دلان)):

 

 ....... فقط 7 دقيقه تا پابان بازی فينال جام باشگاههاي آسيا زمان باقی بود و استقلال بايک گل بازی فينال را به (حريف اسرائيلي) واگذارکرده بود... تماشگران امجديه و يك ملت فوتبالدوست، تيم استقلال ( تاج سابق) را نه بعنوان يك باشگاه، بلكه به مثابه (آرمان هاي سياسي - اجتماعي يك ملت) ميدانستند و اين بازي را هم همچون يك ( بازي ملي) تلقي ميكردند......بسياری از تماشاگران ورزشگاه و مردمی که از طريق سيما بازی را ميديدند رنگ به رخسارنداشتند...زمانيکه ( مهدی حاج محمد) پشت توپ درنقطه کرنر قرارگرفت ورزشگاه امجدبه و ملت فوتبالدوست كه بازي را ازطريق سيما يا راديو دنبال ميكردند درسکوت کامل فرورفته بودند..... آيا اين کرنر مي توانست بخت نماينده ايران را برای زدن گل مساوی باز كرده و بارقه ي اميدي در دل اين مردم مضطرب ايجاد نمايد؟!.... وضعيت روحي ملت فوتبالدوست كاملا بحراني بود!.... و همه ميدانستند كه چه فشارواسترسي برروي بازيكنان واردميشد........ همزمان با مردم ورزشگاه،يك ملت هم که بازی را ازطريق سيما ميديدند چشم ازتوپ برنميداشتند..... تمام بازيكنان استقلال به غيرازدروازه بان درمحوطه جريمه حريف حاضرشده بودند... ازدحام عجيبي بوجود آمده بود..... عجب لحظاتي بود و عجب حكايتي!!!.....

سلام برهمگي دوستان وهواداران فوتبال ملي و آبي دلان:

 

 

خاطره اولين قهرماني آسيا براي تيم استقلال ( تاج سابق) كه درواقع نه فقط يك پيروزي باشگاهي ، كه يك ( حماسه ملي) تلقي ميگردد براي فوتبالدوستان بايد بسيارجالب باشد زيرا اين قهرماني حاشيه هايي داشت كه آن را ازقهرماني ها و فينالهاي ديگر كاملا متمايزميكرد...... اين خاطره را يكي ازهواداران فوتبال ملي و استقلال براي من شفاهي تعريف كرد كه مربوط به 35 سال قبل است....... او درآنزمان يك نوجوان 16 ساله بود..... او ميگفت در آن روزتاريخي كه تماشاگران ورزشگاه امجديه و سيل مشتاق مردم پس از پيروزي به خيابانها ريختند برايشان ( رنگ ها و گرايشهاي باشگاهي) مطرح نبود زيرا همه ملت نماينده ايران را درجام باشگاههاي آسيا به مثابه ( نماينده ملت ايران)  ميديدند و پرچم پرافتخارو سه رنگ ايران را دردستهاي خودداشتند........ بي مناسبت نيست كه درارتباط با بازيهاي فعلي تيم ملي براي ورود به جام جهاني و بازيهاي جام آسيا ، اين خاطره را كه برروي آن كاركرده و سعي در مجسم كردن واقعي صحنه ها و نقاط برجسته آن كرده ام براي شما دوستان ترسيم نموده و اميدوارم مورد پسندو رضايت شماقرارگيرد:

 

استقلال ( ياهمان تاج سابق) نه فقط به عنوان يک باشگاه، که بمثابه ی ( آرمان های يک ملت) فقط ( قهرمانی آسيا) را می طلبيد درحاليکه حريف، (هاپوئل اسرائيل) عنوان قهرمانی اولين دوره ی بازي هارايدک ميکشيد و باهمه ی توان برای تثبيت قهرمانی خود درآسيا می جنگيد و علاوه برآن ميخواست ( انتقام) شکست تيم ملی کشورش درحدود دوسال قبل(جام ملت هاي آسيا) را ازايران بگيرد.... البته خاطره اين هوادار را كه مربوط به بازي تيم ملي ايران و اسرائيل ميگرديد قبلا در وبلاگم آورده ام. آن بازي مربوط به سال 1968 و تقريبا يك سال و نيم قبل از اين بازي بود كه ايران توانست با پيروزي 2-1 براسرائيل براي اولين بار (قهرمان جام ملتهاي آسيا) گردد و اين جام باارزش را براي ملت ايران به ارمغان آورد.......... خاطرات اين(هوادار قديمی) راباهم مرورميکنيم:

 

       تهران در روزجمعه 21 فروردين ماه سال 1349 شمسي ( سال 1970 ميلادی) ميزبان مرحله نهايی سومين دوره جام باشگاههای آسيابود.بازيکنان تيم استقلال(نماينده ايران دراين بازي ها)بقرارزيربودند:

 

ناصرحجازی، فرهنگ بادكوبه، منصوررشيدي، منصورپورحيدری، نصرالله عبداللهي، اکبرکارگرجم،مهدی لواسانی،مسعود معينی،مرحوم عزت الله جانملکی، گودرزحبيبي، کاروحق ورديان،علی جباری،جوادقراب،مهدی حاج محمد، عليرضاحاج قاسم، مسعودمژدهي و غلامحسين مظلومي .... بازيکنان ديگری همچون پرويزقليچ خانی و جلال طالبی بدليل مصدوميت نميتوانستند استقلال راهمراهی کنند ولذاازبازيکنان کمکی همچون  غلام وفاخواه ( ازتيم عقاب) و محمودخوردبين و فريدون معينی(ازتيم پرسپوليس) دراين بازي هااستفاده شده بود.... سرمربی استقلال (رازيو رايکوف) ازکشور يوگسلاوی بود...

 

       حريف فيناليست استقلال تيم ( هاپوئل اسرائيل) قهرمان اولين دوره ی آسيادردوسال قبل بود و اکثربازيکنانش هم عضوتيم ملی اسرائيل بودند که دريکسال و اندی قبل شکست تلخی را برابرتيم ملی ايران تجربه کرده بودند!

 

       ورزشگاه امجديه  ازصبح زود پذيراي سيل مشتاق هواداران فوتبال ملي و استقلال بود بطوريكه ساعاتي قبل ازبازي، اين ورزشگاه مملو ازجمعيت شده بود و نميتوانست پذيراي همه مشتاقاني گردد  كه قصدداشتند اين بازي را از ورزشگاه به نظاره بنشينند..... تمام خيابانهای منتهی به ورزشگاه امجديه ازجمعيت مشتاق موج ميزد که ميخواستند ازساعاتی قبل به ورزشگاه واردشوند ولی ورزشگاه نميتوانست پذيرای سيل جمعيت باشد. بازی از صدا و سيما پخش ميشد ولی فوتبالدوستان واقعی نميتوانستند درخانه بمانند و بهرشکل ميخواستند وارد ورزشگاه گردند..... قهوه خانه های سنتی آن زمان هم پذيرای هزاران نفر از مردم و بخصوص جوانان مشتاق گرديده بود که درمنزل تلويزيون نداشتند و ميخواستند بهرشکل بازی را از سيما مشاهده كنند. مردم ميدانستند که کسب قهرمانی  آسيا برای استقلال بدلائل مختلف سخت تر از بازی قبلی تيم ملی ايران دربرابرحريف است زيرا (هاپوئل) ميخواست انتقام شکست تيم ملی کشورش را هم ازاستقلال بگيرد..... اصولا مردم اين فينال را يك ( فينال فوتبال ملي) ميدانستند و شكست نماينده ايران را دراين بازي فقط يك شكست ورزشي تعبيرنميكردند!..... ملت ايران فقط طالب پيروزي برنماينده اسرائيل بود تا به ملتهاي آزاديخواه و تحت اشغال اسرائيل پيام دهد كه عليرغم حمايت هاي رژيم حاكم برايران ازاسرائيل ، با آن ملت ها دريك جبهه قراردارد.... و خلاصه ملت فقط خواستار پيروزي ايران براسرائيل غاصب بود!....

 

       تيم استقلال ياتاج سابق(نماينده ايران) برای اولين باربودکه دراين بازي هاشرکت داشت و باشايستگی به فينال رسيده بود. تيم حريف هم که عنوان قهرمانی دوسال قبل آسيارايدک ميکشيد همه ی حريفانش راشکست داده و درفينال با استقلال روبروشده بود.

 

       خيابانهای اصلی جنوب و مرکز شهر وبخصوص خيابانهای منتهی به ورزشگاه امجديه حالت عادی نداشتند. دربرخی مکانهانيروهای پليس باکاميون مستقربودند و نيروهای امنيتی هم با لباسهای شخصی شديدا مراقب بودند. آنهاميدانستند که پس ازاين بازي امکان يک تظاهرات وسيع و دامنه دار برعليه رژيم اشغالگراسرائيل و رژيم ايران كه درآن زمان حامي رژيم اسرائيل بود وجوددارد. تظاهرات يكسال و اندي قبل كه  پس ازمسابقه ی تيم ملی ايران و اسرائيل انجام گرفت ، هشدار جدی برای رژيم ايران بود که مردم ايران بخاطرحمايت های رژيم حاکم برايران ازاسرائيل، اعتراض خودرا به اشکال مختلف نشان خواهندداد......

 

       بازی آغاز گرديد. حساسيت های بازی ابتدا مانع شکل گرفتن يک بازی زيبابود...... زمان ميگذشت ولي گلي براي نماينده ايران نمي روئيد! حساسيت حاكم بربازي و انتظارات يك ملت باعث استرس  بازيكنان ايران بود..... بازي ادامه داشت و البته بازهم تقدير اين بود که ما گل اول بازی را ( همچون بازي قبلي تيم ملي ايران بااسرائيل) دريافت کنيم. جمعيت ورزشگاه برای تشويق نماينده ی کشورمان سنگ تمام می گذاشتند ولي آنها نتوانسته بودند باتمام اين تشويق ها گلي به ثمررسانند..... گل حريف را يکی از بازيکنان ملی پوش كشورش به ثمررسانيد که دوسال قبل هم درتيم ملی کشورش مقابل ايران بازی ميکرد ( به نام اشپيگل و يا اشپيگلر).

 

       تمام حملات تيم تاج بی نتيجه بود. بار رواني فوق العاده اين بازی و عقب بودن يك گل و انتظارات تماشاگران و يك ملت، باعث بي نتيجه ماندن حملات استقلال شده بود. اين بازي به دقايق پايانی نزديک ميشد و سکوتی سنگين بر ورزشگاه و درحقيقت برفضای ايران سايه افکنده بود. ضربان قلبها تند و تند ترميشد. بسياری ازتماشاگران و مردم رنگ به رخسارنداشتند.....حساسيت بازی در 15- 10 دقيقه ی پايانی به اوج رسيده بود و  بيداد ميكرد... بچه ها دست ازحمله برنمی داشتند. بازی از دقيقه ی  80 هم گذشته و به دقيقه 83 رسيده بود که يک کرنر نصيب استقلال شد. ( مهدی حاج محمد)، بازيكن تكنيكي استقلال كه تبحرخاصي برروي ضربات كرنرهم داشت پشت توپ قرارگرفت و آرايش تهاجمی استقلال و تدافعی حريف شكل گرفت....

 

مهدي حاج محمد همان بازيکن تکنيکی و ريز نقش سالهای دور استقلال وتيم ملي است. او حتي دربازي دوستانه با تيم (كلن آلمان) توانسته بود ازروي ضربه كرنر ، گل پيروزي بخش تيمش را وارد دروازه حريف نمايد!...... او با كمال دقت توپ را بگونه ای برروی دروازه حريف ارسال کرد که مهاجمان سرزن استقلال بتوانند ازآن استفاده نمايند..... درازدحام جلوي دروازه حريف ، ( غلام وفاخواه)، بازيكن کمکی و دوست داشتنی استقلال که درضربات سرتخصص داشت به هوا بلندشد و اوج گرفت و لحظه ای بعد در ميان هياهو و شلوغي جلوي دروازه ، توپ برتور دروازه ی حريف بوسه زد و گل گل گل .......... گل...گل ...گل..... و گل مساوی برای نماينده ايران.... گل ... گل ... گل .................گل.............

 

       ديگر هيچکس حال و روز خود و ديگران رانمی فهميد. همزمان با گل مساوی استقلال خروش فريادهای شادی برفضاي همه ی کوی و برزن های جنوب و مرکز شهر باريدن گرفت. اكثرخيابانها و معابر شهر خلوت بود و غالب مردم بازي را در منازل و يا درقهوه خانه ها كه تلويزيون داشتند دنبال ميكردند و همزمان با گل مساوي ايران خروش فريادهاي همين مردم بر فضاي اكثرمحلات مركزي و جنوبي تهران باريدن گرفت....... حداقل فعلا از شكست گريخته بوديم و ميتوانستيم به دقايق بعدي اميدوارگرديم...... ديگر هيچکس چه درورزشگاه و چه درقهوه خانه ها و يامنازل ،  جريان بازی را نشسته دنبال نمی کرد! اصلا کسی را يارای نشستن نبود!..... مردم و تماشاگران که غيض های انباشته شده و بعبارتي بغضهاي فروخفته خودرا بروزمي دادند ( فقط گل برتری) راميخواستند و بچه ها هم بخوبی ميدانستند که ( انتظارات يک ملت) ازآنهاچيست!... اصولا غيرازملت ايران ، نتيجه ي اين بازي براي ملتهاي آزاديخواه و  بخصوص ملتهاي تحت ستم اسرائيل هم ازحساسيت ويژه اي برخورداربود و اكنون وقت اضافه آغازگرديده بود......

 

      بازي دروقت اضافي اول آغازگرديد و هردوتيم به دنبال گل برتري بودند. گاهي توپ برروي دروازه استقلال و زماني هم توپ برروي دروازه حريف دررفت و آمد بود. نماينده اسرائيل ميخواست همچون بازي دروقت قانوني بازهم گل اول وقت اضافي را به ثمررسانده و پيروزي خودرامسجل نمايد ولي مدافعان استقلال ( پورحيدري، كارگرجم، مهدي لواساني و مسعودمعيني) و خط مياني و حتي حمله استقلال باهرحمله آنان همگي دفاع ميكردند و ازطرفي درزمان حمله ها و يا ضدحمله ها ، اكثربازيكنان استقلال دريورش به دروازه حريف مشاركت داشتند...... بازي دروقت اضافي اول ادامه داشت تااينكه در يكي از حملات و نفوذهاي استقلال ازجناح چپ ،  دفاع چپ  تيم استقلال ( مسعود معينی) که نفوذکرده و به دروازه حريف نزديك شده بود صاحب يک توپ شد و آن را با يک شليک سهمگين  به تور دروازه ی حريف کوبيد و تور دروازه به هوا بلندشد! ....... و بازهم گـــــــل..... گــــــــــل .... گــــــــــــــــل..

 

و عجب لحظاتي بود آن لحظه ها كه وصف ناشدني است.... ورزشگاه امجديه منفجرشد و فرياد و خروش شادي مردم در اكثرمحلات و هركوي و برزن به هوابلندشد و اين فريادها و خروش رعدآساي تماشاگران همچون ناقوس مرگ برای حريفي بود كه بايد درمقابل اين ملت تعظيم ميكرد!...... باورنكردني بود!.... بازي باخته را در 7 دقيقه به پايان فينال مساوي كرديم و اكنون زننده گل پيروزي برحريف قدرتمند شده بوديم........ آري، گل دوم ايران هم به ثمررسيد و مسعودمعيني در محاصره و فشار بازيكنان ديگرتيم كه برروي او افتاده بودند ،  گم گرديده بود! ...... ديگر هيچکس ديگری را نمی شناخت.... عجب غوغايي بود و عجبب لحظاتي!!!......

 

 وقت اضافي دوم هم آغازگرديد و نماينده ايران از دوگل خودش دربرابر حريف با جنگندگي و غيرت و  فداكاري دفاع ميكرد.... بازيكنان اسرائيل هرچه ميخواستند ازدفاع استقلال ردشوند با صخره هاي محكمي مواجه ميشدند كه امانشان را بريده بود!.....

 

در لحظات باقيمانده وقت اضافي دوم ، بچه ها با ( چنگ و دندان) از اين گل پيروزي دفاع ميكردند و ازجانشان مايه ميگذاشتند و ....... ولحظاتي بعد سوت داور نويد پايان وقت اضافي دوم و پيروزي  نماينده ايران راميداد..........واي....واي.... واي..... عجب لحظاتي بود آن لحظه ها كه زبان و قلم از وصفش عاجزاست!....... بازهم  ايران سرور آسيا گرديد. بازهم يک ملت ( آرمانهای سياسی _ اجتماعی) خود را در اين پيروزی برآورده ميديدند و باز هم ملتهاي تحت ستم رژيم اشغالگر اسرائيل، ازاين پيروزي احساس غرورميكردند و بازهم سيل جمعيت به خيابانها سرازيرشد و بازهم ......

 

       و اکنون امواج جمعيت ورزشگاه امجديه و محلات باهم پيوند خورده بود و شعارهای ورزشگاه به شعارهای ديگری تبديل ميشد!.... امواج انسانی مردم دركوچه و خيابانهای شهر به حرکت درآمدند و وزيردفاع اسرائيل ( موشه دايان) را نشانه گرفتند!!!.............. حتی يكي دو سال گذشته هم که تيم ملی ايران قهرمان آسيا شده بود تااين حد مردم به تظاهرات نپرداختند ولی اکنون مردم مي خواستند پيام ديگری را به جهانيان برسانند. ازسال گذشته تابحال بينش سياسی اجتماعی مردم وسيع ترشده بود. آنها نمي خواستند فقط به قهرمانی آسيا قناعت کنند و مايل بودند ( آرمان های عدالتخواهانه، ضد استعماری و ضد اشغالگری  ) ملت ايران را بگوش همه ی جهانيان برسانند...... اکنون کاميونهای پليس وشهرباني با شتاب نيروهای خودرا درمرکز و جنوب شهر جابجامي کردند و با وسائل مخصوص به سرکوب نيروهای مردمی می پرداختند تا اين تظاهرات به نقاط ديگر شهر و شهرهای ديگر گسترش نيابد و ... اين تظاهرات عليرغم سركوب نيروهاي پليس و امنيتي تاپاسي از شب ادامه داشت .... ؛

 

 

آري ، اين بود از حكايت اولين قهرماني استقلال درآسيا كه درواقع يك پيروزي ملي تلقي ميشد ..... از اين هوادار هم كه سعي كرد بعداز 35 سال نقاط پررنگ اين خاطره را برايم بازگونمايد تشكر مينمايم.....

 

به اميد قهرماني هاي ديگر براي نمايندگان ايران درآسيا و صعود تيم ملي ايران به جام جهاني آلمان....

 

روز ۲۴ ارديبهشت اولين سالگرد تاءسيس وبلاگ آبی دلان بود و می خواستم که اين خاطره را به همين مناسبت برای آبی دلان بنويسم که با يکی دوهفته تاءخير موفق به اين کارشدم......

 

زنده باد استقلال پرافتخارترين تيم ايران درآسيا

 

آبی دل باشيد و خدانگهدارتان.....