عجب حکايتی است!
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٤  

 

سلام برهواداران استقلال و آبی دلان:

 

يقينا اهالي ورزش و بخصوص فوتبال بخوبي ميدانند كه ناصرحجازي يك پديده و يك استثناء در تاريخ فوتبال ايران بود. او يك دهه بهترين دروازه بان آسيا شناخته ميشد ( دهه پنجاه) و گذشته از دروازه باني و پس از آوبختن كفشها در اواسط دهه 60 ، به سرمربيگري پرداخت....

 

وقتي خاطرات او راميخوانيم به نقطه اي ميرسيم كه او پس از اينكه ازفوتبال كناره گرفت و ازايران رفت در بنگلادش به فعاليت پرداخت. اوسختييهايي را تحمل كرد تاتوانست به مسئولين فوتبال آن سرزمين بفهماند كه چه كسي است؟!..... او حتي تعريف كرده است كه دربنگلادش درون دروازه ايستادم و ديگري شوت ميزد و من مهارميكردم  تاثابت شود من دروازه بان بوده ام! ...... دراينجا مجال اين نيست كه همه اين خاطرات رامروركنيم ولي او توانست تيم محمدان بنگلادش را قهرمان بنگلادش نموده و به جام باشگاههاي آسيا بياورد. نتيجه اي كه بسياري از اهالي فوتبال آن كشور و حتي ايران هم  فكرش را نميكردند!....

 

ناصرحجازي بعنوان سرمربي همين تيم توانست درسال 67 و بعنوان سرمربي (محمدان) درجام باشگاههاي آسياشركت نموده و باهمين تيم حتي موفق به حذف پرسپوليسي گردد كه يكي از قوي ترين تيمهاي تاريخ باشگاه خودراداشت و باعنوان قهرماني ايران دراين جام شركت نموده بود!.....

 

درايران هم او بعنوان سرمربي چهره اي موفق داشت....... او تيم ( بانك تجارت) را به موفقيتهايي رسانيد و علي دايي هم ازهمين تيم برخاست....زمانيكه دايي دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف بود درهمين تيم بانك تجارت به سرمربيگري حجازي ، چهره شد و ازآنجا به تيم پرسپوليس و تيم ملي راه يافت و ..... بعدها بازهم حجازي سرمربيگري تيمهاي ديگري همچون استقلال را دردست گرفت و با كسب عنوان قهرماني ليگ درسال 77-76تافينال جام باشگاههاي آسيا پيش رفت و .....

 

البته او تيمهاي ديگري همچون ( ذوب آهن) و ( استقلال رشت) و ( استقلال اهواز) راهم هدايت كرد. اوتوانست در ( ذوب آهن) موءثرباشد ولي متاءسفانه در تيمهاي ديگري همچون استقلال رشت و اهواز توفيق چنداني نداشت.

 

البته اينها مقدمه اي بود براينكه به ( توانايي ها) و ( تخصص) او  بپردازيم:

 

حجازي بارها از ضعف دروازه بانان داخلي ما گله مندبوده است و يكي ازمهمترين انتقادهاي او اين است كه چرا مابايد بااين همه ( استعدادهاي درخشان) ، ازدروازه بانان خارجي در تيمهاي ليگ استفاده كنيم؟!........ او حقيقت را ميگويد و واقعيت هاي سالهاي گذشته موءيد همين نظراست....

 

حالا ماهم ميتوانيم عينا همين سـئوال راازايشان بنماييم كه راستي چرا با وجود شما باآن سابقه ، فوتبال ما در پست دروازه باني مشكل دارد؟!........ جواب اين سـئوال را بايد ايشان بدهد كه بااينهمه تجربه و افتخار دردروازه باني ايران و آسيا نتوانسته و يا نخواسته  است تجاربش را به ديگران منتقل نمايد!..... البته ايشان نظراتش را درچارچوب رهنمودها و راهنمايي ارائه مينمايد ولي درعمل ما نديده ايم كه ايشان بقول معروف آستين بالابزند و وارد گود گردد. شايد فقط درزمانيكه سرمربي گري تيمي راداشته باشد دروازه بانان را تحت نظرو تربيت قراردهد ولي ايشان عمدتا به عنوان يك ( منتقد) درفوتبال باشگاهي و ملي ما مطرح است....

 

آيا بهترنيست كه ايشان باكمك چندين نفر ديگر همچون عابدزاده ( كه ايشان هم ازافتخارات دروازه باني فوتبال ايران است) نسبت به تاءسيس يك ( مدرسه فوتبال ) اقدام نموده و بطور علمي  و تجربي ، علم و  تجربه خود را در ( قالب آموزش) ، هم براي تربيت (مربي دروازه باني) و هم براي تربيت ( ده ها دروازه بان طراز اول) دركشور عملي نمايد تا ما مجبورنباشيم تا اين حد ( دروازه بان وارداتي) داشته باشيم؟!...... ماكه شعار ( تخصص گرايي) ميدهيم اول بايداز خودشروع كنيم و ازاين تخصص درجهت اهداف مورد نظرقدم برداريم.......

 

آيا حيف نيست كه اين تجربه ها خاك بخورد و دركنج تاريخ بايگاني گردد؟!.... و حجازي همواره بعنوان (يك منتقد) باقي بماند؟!.....

 

ديگر اهالي فوتبال و هواداران ايشان هم ميدانند كه ازكانديداتوري رياست جمهوري دستاورد مثبتي عايد ايشان نخواهد شد و شايد اصولا بعداز انتخابات ايشان وارد فازجديدي از زندگي اجتماعي ـ سياسي گشته و نكته مهم تر اينكه از فوتبال بيشتر دور شود!!!..... و اصولا ممكن است ايشان پس ازاين جريانات يك روند نزولي را طي نمايد.......

 

 اگر ايشان استدلال نمايد كه مثلا نميتواند با اين فوتبال و اين تشكيلات فدراسيون و يا استقلال و ..... كاركند ، آيا در صورت (تاءييدصلاحيت) و يا فرضا ( انتخاب به مقام رياست جمهوري) ميتواند بعنوان رئيس جمهور با ارگانهاي ذيربط كاركند و موفق باشد؟!....... واقعا موضوع عجيبي است!!!..... ما در اين گفتار و عمل تناقضات و تضادهاي بسياري مي بينيم!..... مگر اينكه بازهم اينچنين برداشت كنيم كه ايشان مانند برخي زمانها براي مطبوعات ورسانه ها  (خوراك) فراهم مينمايد.....

 

اگرايشان نميتواند باتشكيلات دولتي فوتبال و ورزش كاركند ولي درعوض ،  تمام راه ها راكه برروي ايشان نبسته اند!....... تاءسيس يك مدرسه براي تربيت مربي دروازه باني و ..... نظاير آن ميتواند تجربه گرانقيمت ايشان را دراختيارنسل هاي بعدي قراردهد ولي گويا تقديراين است كه ايشان همواره بعنوان يك  منتقد و يا سوژه رسانه ها باقي بمانند!.....

 

آيا ( تمام دنيا) فقط تيم ( استقلال) است كه ايشان دراين تيم سمتي نداردو سالي چندين بار ايشان بامصاحبه هاي جنجالي براي رسانه هايي كه قطعا نه دلسوز استقلال هستند و نه ايشان مصاحبه نمايد؟!.....

 

 ما و ايشان و اهالي فوتبال بخوبي ميدانيم كه هيچكس همچون ( منصور پور حيدري)  افتخاراتي را كه براي استقلال  كسب كرده است وجودندارد. پورحيدري بدون شك و براساس عملكردش يكي ازموفق ترين سرمربيان استقلال و ايران در آسياست..... او دوبار بعنوان بازيكن به مقام (قهرماني جام باشگاههاي آسيا) و ( مقام سومي) رسيده ( كه البته ناصرخان هم دراين دوافتخارمشاركت داشته است) و دوبار هم استقلال را بعنوان سرمربي به ( فينال) جام باشگاههاي آسيا برده و ازاين دوبار ( يك مقام قهرماني) هم نصيب استقلال كرده است..... درزمستان 80 هم ، پورحيدري توانست استقلال را به مقام (قهرماني غرب آسيا) رسانيده و جزو 4 تيم صعودكننده باشد والبته با يك بدشانسي محض فقط به مقام سومي آسيا دست يافت..... در مورد افتخارات قهرماني ليگ و ( دربي) هاي پايتخت هم افتخارات او مشخص و روشن است..... اوحتي بعنوان سرمربي تيم ملي توانست ايران را قهرمان بازيهاي آسيايي 98 نمايد  ولي ايشان پس از كناره گيري ازليگ برتر به (ليگ پايين تر) هم رفت و اين را براي خود يك شكست تلقي نكرد و تيم ( صنايع اراك) را تحت هدايت گرفت تا بازهم از ( تخصص) خوداستفاده نمايد..... ازلحاظ (كسوت) هم پورحيدري سابقه بيشتري از ناصرخان دارد...... اصولا چرا راه دور برويم؟!..... مگر علي پروين بااين سوابق در كسب قهرمانيهاي پرسپوليس و حتي تيم ملي ( قهرمان بازي هاي آسيايي 90 پكن بعنوان سرمربي) تحت شرايطي مجبورنگرديد يكسال با تيم ديگري در ليگ هاي پائين تر كاركند و از تخصص خود استفاده نمايد؟....

 

 واقعيت اين است كه از ( منصورخان) هم بايد همچون پيشكسوتان ديگر در استقلال استفاده شود كه نمي شود و هواداران قديمي تر اين موارد را بخوبي ميدانند..... ولي درتمام سالهاي گذشته حتي يك رسانه هم نتوانسته است از وي انتقادي را نسبت به استقلال منعكس نمايد، بلكه همواره و درشرايط دوربودن از باشگاه و قدرناشناسي از وي، همواره براي موفقيتهاي استقلال ( راهكار) ارائه نموده و اجازه نداده است كه ( جريان سازان) رسانه اي براي تيم محبوبش خوراك فراهم نمايند.....

 

 يك مسئله مثبت كه درمورد ( ناصرخان) وجوددارد اين است كه ( تخصص) حجازي ( منحصربه فرد) است زيرا ايشان هم در زمان اوج خود ( منحصربه فرد) بود...... يك دهه بهترين دروازه بان آسيابودن و پيشنهاد از باشگاه ( منچستريونايند) درزمان اوج حجازي بهمين ( تخصص) وي برميگردد كه ديگران فاقد آن بوده و هستند ولي حيف كه اين ( تخصص) درحال خاك خوردن است!...

 

بهرحال ، با تاءييد اينكه بايد ازايشان و امثال ايشان در باشگاه محبوب خود  استفاده كرد و نبايد ايشان و نظائرايشان را از (خانه دوم) خود دورنگهداشت ، ميتوان اين انتظارراهم ازايشان داشت كه همه  اينها دليل نميشود كه ناصرحجازي فقط دوراه را انتخاب نمايد: ...... يا ( كنج عزلت) را برگزيند و همواره ( منتقد) باقي بماند و يا ( كانديداي رياست جمهوري) گردد و مدتها سوژه و خوراك رسانه هاگردد و هيچ نفعي هم عايد ايشان و كشور و جامعه فوتبال وجوانان و نوجوانان علاقمند به فوتبال و استقلال نگردد!.....

 

 درخاتمه براي  همه پيشكسوتان ورزش و تاريخ فوتبال ايران و استقلال و منجمله ايشان آرزوي سلامتي و موفقيت ميكنيم و همواره براي امثال ناصرحجازي بعنوان يك پيشكسوت ملي و باشگاهي استقلال حرمت قائليم و اميدواريم كه اين پيشكسوتان قدر خود و تواناييهاي خود را بهتر بدانند......

 

آبی دل باشيد و خدانگهدار....