اين بار حريف دست امير راخوانده بود!
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸۳  

              استقلال ۰ ـــــــ ذوب آهن ۳!

 

سلام برهواداران استقلال و آبی دلان:

 

راستش اگرامروز بازي رابرده بوديم خيلي بعيد بود اينموقع شب درموردبازي بنويسم و ارسال كنم زيرا ازعوارض سرماخوردگي شديد و ضعف زياد توانايي تايپ كردن راهم ندارم..... وقتي هم بازي شروع شد خواب بودم و زماني به بازي رسيدم كه بازي را 1-0 عقب بوديم و چيزي نگذشت كه گل دوم راهم نوش جان كرديم. حالاشما خودتان قضاوت كنيد كه  من بااين حال و روزم چگونه بايد بازي رادنبال ميكردم بماند! .... حال خلاصه اي از نكات مهم بازي را ازديدگاه خودم بيان ميكنم:

 

1-  درمرحله اول تركيب اصلي استقلال مرا شگفت زده كرد!دقيقا همان تركيب مقابل پرسپوليس و فقط بايك تغييراجباري كه بجاي سياوش اكبرپور محروم از عليرضااكبرپور در خط حمله استفاده شده بود!!!....... دقيقا مهره ها در همان جايي بازي ميكردند كه در دربي بودند. حتي فكري دفاع راست و جلوزن حقدوست و قرباني هم درطرف ديگرش بود و مابقي مهره ها هم درجاهاي خودشان دربازي دربي . درصورتيكه پرسپوليس و ذوب آهن دو تيم كاملا متفاوت از لحاظ تاكتيك و نوع بازي هستند!

 

2- من در بازي با ابومسلم هم كه برنده شديم از ( ارنج تيم) انتقادكردم و درهمان تحليل نوشتم كه حتما اميرهم خوب فهميده بود كه باآن تركيب به گلي دست نمي يابد كه دست به تعويض مهره هايش زد............ و بازهم نوشتم كه لطفي دربازي دربي وظايفي رابرعهده داشت كه خوب انجام داد و اين دليل بر اين نيست كه اين بازيكن بعنوان يك بازيكن هافبك دفاعي درتركيب اصلي استقلال انجام وظيفه نمايد.

 

3- من هنوز بخاطردارم كه عليرضااكبرپور ابتدا و درزمان حجازي بعنوان يك مهاجم به استقلال پيوست ولي سالهاست كه بعنوان بال استقلال انجام وظيفه ميكند و خاصيتتش سرعت بخشيدن به بازي و تشكيل مثلت با پيستون راست و مهاجم است نه يك گوش راست كلاسيك ويامهاجم نوك. او بخوبي ميتواند با همكاري پيستون راست ( هركه باشد) و بازي گرفتن از يك مهاجم ، دفاع حريف را دور بزند و سانترهاي خطرناكي انجام دهد و يادر صورت فرصت ايجادشده خودش دست به نفوذ بزند و .....با نقش جديد او جناح راست استقلال هم نتوانست همچون بازيهاي قبل باشد ( قابل توجه آقاي سياوش اكبرپور و كميته انضباطي باشگاه استقلال!) و اين هم ازپيامدهاي آن......

 

4- فراموش نميكنم درارسالهاي قبلي ام گفتم كه ديگر همه تيمها ميدانند كه نقاط قوت استقلال كناره هاي زمين و بازي سازي منصوريان است و قطعا ذوب آهن كه ذاتا يك تيم تدافعي است و به ضدحملات چشم دارد قطعا براي اين نقاط قوت استقلال و خنثي كردن آنها برنامه دارد.

 

5- بهرحال حتما سرمربي بدشانس استقلال هم در افكارش براي اين بازي و بااين بازيكنان برنامه هايي  داشته است كه من هوادارنوعي ازآن بيخبرم ولي خطاي بچه گانه لطفي ( درتصوير هاي بعدي ديدم) اولين گل را دو دستي تقديم ذوب آهن نمود وشيرازه تيمي را كه ميخواست به 3 امتياز بازي برسد ازهم پاشيد  و استقلال را به حملات بي امان تحريك كرد و دريكي از برگشت ها بود كه گل دوم راهم در سردرگمي خط دفاعي و مياني خورديم و ذوب آهن هم همين راميخواست تا ( تاكتيك معروف ) خود را دراين بازي به منصه ظهوربرساند!!! همان تاكتيكي كه خوب دفاع كند و خطوط دفاعي و مياني خود را بهم نزديك كرده و فقط بايك مهاجم بازي نموده و به ضدحمله ها چشم بيندوزد......

 

6- من در ارتباط با مقاله دوست عزيزمان آقاي نيماشريفي كه درصفحه اول سايت استقلال اف سي هم آمده بود درمورد ( ضريب ريسك امير) و درستون نظرات نوشتم كه بايد بهرحال براي ( ريسك و شجاعت) حد و مرزي قايل گرديد و اين ( حدومرز راهم تعريف كرد) زيرا هميشه جواب نميدهد.......... دربازي باابومسلم ما در دقايق آخربازي باروش 4-2-2 بازي ميكرديم ولي اگر يك گل ديگرميخورديم خيلي بعيد بود بتوانيم به پيروزي برسيم....... وقتي هم دراين بازي (قرباني) اربازي بيرون رفت و يك مهاجم ( ملكيان) واردبازي شد ميشد فهميد بازهم اين ازهمان نوع ريسك هاست كه شايد خوب جواب بدهد و يا خير!...... البته درهمان نيمه اول كاظمي به جاي لطفي وارد بازي شد زيرا بنظرميرسيد كه لطفي در گل دوم حريف هم خوب عمل نكرد و اين تعويض بجايي بود ولي خروج قرباني و ورود ملكيان بازهم يك ريسك باضريب بالا بود كه دراين بازي جواب نداد...... تعويض عليرضااكبرپور با خضيراوي هم تاءثيري بربازي نداشت. حضور عليرضااكبرپور بازهم دفاع بسته ذوب آهن را بيشتر درمعرض بازشدن قرارميداد........ شايد بهتربود كه خضيراوي كه سابقه بازي در پيستون راست استقلال راهم دارد بجاي فرزادمجيدي كه از سانتركردن و كرنرزدن خسته شده بود! واردبازي ميشد و عليرضاهم دربازي مي ماند........ گل سوم بازي ذوبي هاهم دقيقا ازپيامدهاي اين ريسك بود.....

 

7- نگاهي به آماربازي كه ازسيما نشان داده شد مي اندازيم:

      الف - موقعيت گل براي استقلال 11 و براي ذوب آهن 8

       ب - تعداد شوتهاي بسمت دروازه براي استقلال 7 و براي ذوب آهن 4

        ج- تعداد كرنر براي استقلال 17 و براي ذوب آهن 8

         د - و درصد مالكيت توپ براي استقلال 53 و براي ذوب آهن 47

و البته تعداد خطاها و اخطارهاي استقلال هم كمترازحريف بود ( 3 اخطاربراي استقلال درمقابل 5 اخطاري براي ذوب آهن)....... و البته به اين آمارها هيچ گلي تعلق نميگيرد ولي ميتوان فهميد كه استقلال، بازي خوبي انجام داد ولي نتيجه چيزديگري بود............ استقلال درنيمه اول دوبار با ضربه هاي قرباني و عنايتي به تير دروازه حريف كوبيد و در پنالتي بدست آمده درنيمه دوم هم توپ پس از برخوردبادست آرمناك به تير دروازه خورد و فرصتهاي صددرصدي راهم ازدست داد.....خلاصه استقلال برخلاف نتيجه بدست آمده روندي مثبت نسبت به حريف دربازي داشت ولي نتيجه همان بود كه بر تابلو ورزشگاه به نمايش درآمد يعني 3-0 به نفع ذوب آهن........

 

۸- در روزي كه فرشادخان پيوس براي تيم استقلال و رقيب ديرينه اش سنگ تمام گذاشت ، استقلال نتوانست ازاين موهبت بخوبي استفاده نمايد!....... فرشاد قبل ازبازي گفته بود كه وقتي ملوان ميتواند در اهواز از فولادامتيازبگيرد چرا مادرشهرخودمان نتوانيم؟! و همين كارراهم كرد ولي اين ذوب آهن بود كه ازاين باخت فولاد نهايت استفاده رابرد و فاصله اش را با فولاد به حداقل رسانيد......... البته فولاد و ذوب آهن هنوزهم صداي نفسهاي استقلال و پرسپوليس را درپشت سرشان بخوبي احساس ميكنند زيرا هفت هفته  زمان كمي نيست!!!.... استقلال دوبازي درشهرستان دارد ( شموشك و فولاد) و 5 بازي ديگرش رادرتهران انجام ميدهد.

 

۹- ودر آخر سخني با آبي دلان.... بردوباخت براي هرتيمي وجوددارد. البته براي تيمهاي بزرگ اين باخت ها پرسروصداترند بخصوص كه موقعيت خوبي براي نزديك شدن به صدرجدول پديدآمده بود. شايد لازم بود اينچنين شوكي درحال حاضربه استقلال واردشود. امروزصدرنشين هم باخت ولي آنقدرسروصدانكرد!!!....... بالاخره درموردتيمهاي آبي و قرمز حساسيت هابيشتراست و همه اينها طبيعي است.

 

          آبی دل باشيد و خدانگهدارتان....