عيدسعيدغدير مبارک باد.
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ بهمن ۱۳۸۳  

اي (وارث غدير) و اي پيام آور ( جوانمردي):

 

     درياهاامواجشان راتسليم توميدانند و آسمانها نيز نامت رابربلنداي خودنوشته اند تاكائنات ازآن درس بياموزند... من ميخواهم امشب و در سالگرد جشن ولايتت ، درتنهايي خويش، عروج خونين و مظلومانه تورا در محراب مسجدكوفه و گلگون شدن  ستارگانت را درغروب عاشورا به تماشا و تفكر بنشينم و عاشقانه ترين غزل هاراتقديم  تونمايم!.....

 

 

اي اميرالموءمين(ع):

 

     اكنون خاك كوفه و نجف و (غديرخم ) پرازواژه هاي عشق و ايثاراست... اينجا هماره مراسم فرشتگان برپاست چرا كه پس از ( واقعه غدير) ،  دركمال بهت و حيرت، درسرزمينهاي خشك و سوزان عربستان ودركويرهاي ظلمت و جهل ، (تك درخت شهرعشق) به ثمرنشست و دراطراف آن، مردمان جهان درطول تاريخ ، سروهايي را از نسل نوراني شما به نظاره نشستند كه باانفجارخونشان درآسمان تيره و تار جنايت بيدادگران، مشعل هاي رهايي و آزادي را برافروختند و تاريخ پرافتخاروباشكوه تشيع ، جوانمردي ، انسانيت و آزادگي را رقم زدند و پرچم سرخ ( لااله الاا...) را درسراسرگيتي به اهتزاز درآوردند.

 

 

اي وارث انبياء:

 

      تو و همسر و فرزندانت، چشمه ي گلگون و جوشان غديرخم و ولايت و حماسه هاي سرخ را از ( كوفه) و (مدينه)  و ( كربلا) و....برآورده و دردشتهاي سياه و خفقان گرفته ظلمت جاري نموده و تاريخ بشريت و انسانيت راازآن سيراب كرده ايد....

 

 

اي همسرفاطمه (س):

 

       چشمهاي همسرت تبلورعشق و اشك هاي گرمش زلال جاري ايمان بود. او مهربان بود ولي دست تقدير تك تك گلهايش رابه بادخزان سپرد تا بجانب دريابرد. روح فاطمه (س) با باران پيوند خورده بود و قلب او دريارامي سراييد و دريا نيز فاطمه را… ازشهادت همسرت باغ ها سبزشدند و ستارگان لرزيدند. (نيلوفران كبود) گشته و ابرها گريستند و آسمان زيباترين ترانه را دروصف مظلوميت هايش سرود.

 

 

اي اسوه ي عدالت خواهان:

 

      تو و خاندان مطهرت درخزان زندگي ما، عطرياس هارا درهواي غبارگرفته و افكار زنگار بسته حياتمان منتشرساختي و اين رسالت توبود.

 

 

اي علي بن ابي طالب(ع):

 

      تو و همسر و فرزندانت ،  عاشقانه از سرزمين هاي سوزان ( غديرخم) و ( كوفه) و ( كربلا) و ......  گذشتيد  و يتيمان و مظلومان تاريخ و نخل هاراسلام داديد..... و با شهادت خود هزاران هزار ماهي سرخ درياهارا درچشمه سار زندگي حياتي دوباره بخشيديد و مانيز پس از شهادت تو و عزيزانت هزاران هزار چشمه گريسته ايم ......

 

 

اي مخلوق برگزيده ي خدا:

 

      من هماره با عشق تو ( آواز بهار) را و در چنين شبي ( 14 غزل نوراني) رامي سرايم و ازخداوند ميخواهم كه باعنايت تو از كژي ها گسسته شوم....

 

........ عيد سعيد غدير برآبی دلان مبارک باد.....

 

                                  التماس دعا - مجيد